بسم الله الرحمن الرحیم

مرحوم آیت الله بهجت فرمودند :

شخصی از اهل علم می گفت : در کربلا یا نجف بودیم ، گاهی در مضیقه قرار می گرفتیم به حدی که آب و نان نداشتیم ، خانواده می گفت : فلان آقا مرجع است ، برو از او بخواه ؛ و من می گفتم : این کار را نمی کنم ، و اگر زیاد اصرار بکنید می گذارم و از خانه بیرون می روم .

این جاست که انسان های موجه موظفند که به مستحقین و افراد با حیا و عزت نفس که نه تنها اظهار فقر و احتیاج نمی کنند ، بلکه چه بسا اظهار غنا و دارایی می نمایند : یُنفِقُ نَفَقَةَ الفُقَراءِ و یَتَظاهَرُ کَالأَغنیاءِ : ( مانند افراد نیازمند خرج می کند و مانند اغنیا تظاهر به دارایی می کند . )  کمک کنند و افرادی را جهت فحص و تجسس از حال آن ها قرار دهند .

در هر حال ، آن شخص می گفت : شب خواب دیدم کسی در می زند ، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بود ، دستش را بوسیدم ، وارد خانه شدند ، و مقداری نشستند ، و هنگام تشریف بردن دیدم چیزی زیر تشک گذاشتند ، بعد از تشریف بردنشان در عالم خواب نگاه کردم ببینم چه گذاشته اند ، دیدم یک فلس عراقی را گذاشته اند ، که کوچکترین واحد پول عراق و (( أقَلُّ ما یُباعُ و یُشتَری بِهِ )) ؛ ( کمترین مبلغی که می توان با آن چیزی را خرید و یا فروخت . ) است که شاید فقرا هم آن را قبول نکنند از خواب بیدار شدم و بعد از آن خواب دیگر به فقر گرفتار نشدم . از اصفهان حواله صد یا هشتاد تومان رسید و وضع ما رو به بهبودی رفت .

ما که چنین ملاذ و ملجأی[1] داریم ، چه احتیاجی به دیگران داریم ؟! محال است کسی راه قناعت را پیشه نکند و به آن چه دارد راضی گردد بر عکس ، اگر کسی قناعت کند ، ما یحتاجش به او می رسد ، هر چند زیاد باشد ، از سخنان امام صادق علیه السلام است که فرمود :

ضَمِنتُ لِمَن اقتَصَدَ أن لا یَفتَقِرَ : من برای کسی که میانه روی پیشه کند ، ضمانت می کنم که نیازمند دیگران نگردد[2] .


[1] - تکیه گاه و پناه گاه

[2] - کافی ، ج 4 ، ص 53

/ 1 نظر / 4 بازدید